عناوين سايت



يادداشت
ترميم اعتماد به سيستم در شنبه پس از انتخابات
يکشنبه، 31 خرداد 1388     ساعت: 10:49
منتشر شده در آينده نيوز. يک شنبه۳۱ خرداد۱۳۸۸.

1- بيانات رهبر انقلاب در نماز جمعه، بار ديگر اهميت جايگاه و نقش رهبري را در اقناع افكار عمومي، هدايت جامعه و مديريت كشور نشان داد. اين قلم قصد دارد تا يك بخش از بيانات ايشان را بسط دهد و آن اهميت اعتماد به سيستم يا حاكميت (به عنوان بخشي از اعتماد تعميم يافته) است.

2- صرف نظر از آمار اعلام شده، بر اساس شّم و مشاهده از رفتار مردم در هفته منتهي به انتخابات (كه در اين متن، دلايل آن بسط داده خواهد شد)، معتقدم كه اكثريت جامعه ايران به احمدي نژاد راي دادند (و بايد به اين انتخاب مردم احترام گذاشت). البته لازم است كه به پرسش هاي جدي طرح شده در باب انتخابات پاسخ داده شود و در اين پاسخگويي، شعور جامعه و اطلاعات (درست يا غلط) موجود در جامعه نيز در نظر گرفته شود. اقناع، مقوله اي است پيچيده و نيازمند برخورد عميق و هوشمندانه با افكار عمومي و نيز رهبران افكار است.

3- هر چند مي توان در باب عملكرد پس از اتمام راي دادن مردم (شمارش آراء و نحوه اطلاع رساني در باره آراء) و نيز عملكرد در حين راي دادن (مانند نحوه نظارت و نحوه توزيع حوزه هاي راي گيري براي جلوگيري از تضييع وقت مردم در حين راي دادن) نكاتي را مطرح كرد، اما تجربه سالهاي طولاني انتخابات در ايران، نشان مي دهد كه مساله دستكاري در آراي مردم، در روز راي گيري و پس از آن اصلا مطرح نيست (و از اين نظر، انتخابات، سالم است)، بلكه هر تغييري در جامعه و افكار عمومي، قبل از راي گيري رخ مي دهد. كما اينكه بسياري از نقدهاي در باره انتخابات نيز به دوره پيش از انتخابات برمي گردد؛ كه مساله اعتماد خدشه دار شده به سيستم نيز به همين بازه زماني باز مي گردد. هر چند پس از آن (و با مسائل طرح شده در باره نتايج انتخابات) نيز، اين اعتماد بيشتر خدشه دار شد، ولي خدشه هاي وارد شده به سيستم پس از انتخابات، ادامه خدشه هاي قبلي بود و لذا باز هم مي توان در همان دوره پيش از انتخابات، آن را بررسي كرد.

4- آنچه باعث برتري راي احمدي نژاد شد، علاوه بر رويكرد عدالت محور دولت و نيز سياست خارجي تهاجمي، تشديد همزمان سه شكاف اجتماعي بود. اين سه شكاف، باعث ايجاد قطب بندي جدي در جامعه شد و اين قطب بندي، هم مشاركت بالا در انتخابات را ايجاد كرد و هم نتيجه را رقم زد. اين شكاف ها، كه محصول مناظرات و نظرات و تبليغات هر دو طرف رقيب و نيز حضور خياباني هفته آخر پيش از انتخابات بود، عبارتند از:

- شكاف مركز-پيرامون: شكاف اول، شكاف ميان مركز و بخش هاي نخبه جامعه (در معناي پارتويي آن) است با همه كساني كه كمتر دسترسي دارند. شكاف ميان نخبگان و عامه، تهران و شهرستانها، ثروتمندان و فقرا، مراكز ثروتمند شهري با حاشيه شهرها، شهر و روستا، و ساير شكاف هايي از اين دست.

- شكاف سنت-تجدد: حمايت بخش هاي متجددتر جامعه از يك نامزد (بويژه در تظاهرات خياباني و شبانه هفته اخير)، باعث نگراني بخش هاي سنتي تر جامعه شد و آنها ناگزير به سوي ديگر رانده شدند. اين، به معناي آن نيست كه همه دينداران، طرفدار رقيب بودند، بلكه بحث از نمايش هاي ديني و غير ديني دو نامزد و طرفداران آنها است،L كه به نوعي جامعه را به دو قسمت نسبتا متمايز تقسيم كرد.

- شكاف دولت- ملت: به نظر برخي، شديدترين تضاد در جامعه ايران، تضاد دولت و ملت است و مردم اساسا نوعي معارضه تاريخي با حاكميت (به دليل طول دوران استبداد شاهي) دارند. راي مردم به دو رييس جمهور گذشته، دورترين راي به حكومت بود (البته در قطب هاي متفاوت). نوع رفتار انتخاباتي احمدي نژاد و تعامل رو در روي او در اين چهارساله با مردم كوچه و بازار، اين احساس را در مردم تقويت كرد كه احمدي نژاد مي خواهد كه كار كند و ديگران نمي گذارند. و اين «ديگران»، حاكميت است، و نخبگان است و شهري ها هستند و مجلس است و قوه قضاييه است و مراجع هستند و مافياي ثروت و قدرت است و... البته انصاف بايد داد كه رويكرد (و نه لزوما رفتار) احمدي نژاد نيز دل مردم عادي را به دست آورده است.

5- اين شكاف ها،L برخي در سالهاي اخير حاصل شده و برخي ديگر، حاصل دو رويكرد تاريخي معارض است كه سابقه اي دو سده اي در تاريخ معاصر ايران دارد. اما انقلاب اسلامي ايران، توانست بر اين شكاف ها غلبه كند و انقلاب ايران، بر اين اساس، انقلابي بود غير طبقاتي و بيرون از منازعات طبقاتي و شكاف هاي رايج در جامعه ايران. لذاست كه انقلاب اسلامي، هم با انقلاب مشروطه تفاوت دارد و هم با جنبش ملي شدن صنعت نفت، كه در آن دو، تعارض هاي چندگانه در جامعه موجود بود. شاهد آن نيز اين است كه برخي كودتاي 28 مرداد 1332 را كودتا مي دانند و برخي ديگر اعتراض جامعه به رفتارهاي مصدق.

6- ميراث امام خميني در مديريت تعارضات در جامعه ايران و نيز نزديك كردن قطب هاي معارض به يكديگر، كه قوت انقلاب اسلامي بود، باعث شد تا اعتماد عمومي به حاكميت نزد مردم حاصل شود. اين اعتماد، نه فقط در رفراندوم جمهوري اسلامي بود، بلكه در گذار از بحران هاي دهه شصت بود، و در حضور ميليوني پس از قطعنامه در جبهه بود و در ماجراي عزل قائم مقام رهبري بود و در تشييع جنازه امام نيز بود. رهبر انقلاب نيز در خطبه هاي نماز جمعه اشاره كردند كه اعتماد مردم به حكومت و حاكميت، بالاترين سرمايه نظام است و البته بخش عمده سرمايه اجتماعي نيز اعتماد است. ايشان بيش از ساير موارد، نگران اين اعتماد بودند كه خدشه دار نشود و به آن آسيب نرسد و ادبيات نظري نيز نشان مي دهد كه اين موضوع، در يك حكومت اهميت اساسي دارد.

7- اعتماد به سيستم لزوما به اين معنا نيست كه تمام كساني كه در انتخابات اخير شركت كردند، لزوما به جمهوري اسلامي اعتقاد دارند، بلكه آن عده اي كه تاكنون شركت نكرده بودند و اين دوره شركت كردند، مردمي بودند كه اولا باور كرده اند كه جمهوري اسلامي ماندني است و وعده هاي خارج نشينان براي تغيير حكومت، فكاهه اي بيش نيست. ثانيا در اين نظام، به اين باور رسيده اند كه راي آنها مي تواند موثر باشد (يعني هم رايشان واقعي است و در انتخابات تقلب نمي شود و هم مي تواند تغيير ايجاد كند) و لذا در انتخابات، ميان نامزدها، كسي را انتخاب كردند كه بيش از بقيه به آنها و افكارشان سازگار بود.

8- يكي از عواملي كه راي بالاي غيرمنتظره دكتر احمدي نژاد را ايجاد كرد، همين آراي خاموش بود. يعني آن گروهي كه تاكنون راي نداده اند و اكنون راي دادند؛ بخشي از آنها نيز به احمدي نژاد راي دادند. مخالفان و ناراضيان در طبقات بالاتر، براي تغيير در (و نه بر) جامعه و نظم مستقر به موسوي راي دادند، اما قسمتي از بخش هاي پايين تر و مردم حاشيه شهرها و روستاها و شهرهاي كوچك (كه درصدي از آراي خاموش بودند) به دلايل مشابه به احمدي نژاد راي دادند.

9- چنانچه رهبر انقلاب نيز اشاره كردند، يك طرف انتخابات، گذشته نزديك (چهارساله) را زير سئوال برد و طرف ديگر، گذشته ميان مدت (بيست و چهار ساله) را انكار كرد. هر دوي اين رويكردها، اعتماد به سيستم را خدشه دار كرد. مسير جامعه ايران، مسيري است رو به جلو، و لذا بايد دولت نهم از دولت سوم موفق تر باشد و خطاهاي دهه شصت را تكرار نكند، و چندان خرق عادت نيست كه جامعه پس از بيست سال، پيشرفت داشته باشد. و تشكيك در اين موارد، بخشي از خدشه وارده به اين اعتماد است.

10- از منظري ديگر مي توان اين موضوع را با عنايت به مساله مشروعيت بررسي كرد. مشروعيت-بخشي از نظر يورگن هابرماس تلاشي است براي معتبر ساختن و تاييد ادعايي كه يك نظم مستقر و حاكم در زمينه مشروعيت دارد (يعني اين ادعا كه شايسته است به رسميت شناخته شود و از آن اطاعت شود)؛ اين تلاش عمدتا در جهت نشان دادن اين نكته است كه نهادهاي موجود و نيز نهادهايي كه اين نظم در پي ايجادشان است، توانايي آن را دارند كه از طريق بكارگيري قدرت سياسي، ارزش هايي را كه براي حفظ هويت جامعه حياتي اند، تحقق بخشند و حفظ كنند. وفاداري عمومي از جانب توده هاي مردم نيز منوط است به توانايي دولت يا سيستم اجرايي در برآورده كردن خواسته هاي مردم، يا دقيق تر، در استنباط مردم از اينكه دولت توان برآورده كردن اين خواسته ها را دارد. خلاصه اينكه، مشروعيت يك نهاد سياسي، توانايي آن نهاد در تامين منافع همگاني است؛ مشروعيت-بخشي تلاشي است براي نشان دادن اينكه يك نهاد به چنان هدفي دست خواهد يافت يا بهترين ابزار دستيابي به آن است؛ و مساله مشروعيت زماني است كه احساس شود يك نهاد در اين زمينه ناتوان است.

11- احساس كارآمدي حكومت، كه اعتماد به نظام و سيستم را ايجاد مي كند، فهم (درست يا نادرست) مردم است از اينكه حكومت مي تواند خواسته هاي مردم و منافع همگاني را برآورده كند و آنچه در فرايند انتخابات و مناظرات ايجاد شد، اين حس بود كه حكومت قصد ندارد يا نمي تواند اين منافع را برآورده كند. يعني يا حكومت با مردم صادق نيست و به دنبال منافع مردم نيست؛ يا حكومت صادق است ولي عده اي نمي گذارند كه به هدف خود برسد. در هر حال احساس عمومي از حكومت و توان آن در دسترسي به اهداف جامعه، مساله اي است كه بايد به آن توجه ويژه شود و موانع بروز اين احساس برطرف شود.

12- اكنون، در «شنبه پس از انتخابات» بايد به فكر ترميم اعتماد سيستمي و احساس كارآمديِ خدشه دار شده بود و تلاش كرد تا جامعه از حالت دوقطبي به سمت نوعي وفاق حركت كند. در اين مسير، طبيعي است كه مسالمت ها و دلجويي ها و اقناع ها، از سوي حكومت و طرف پيروز باشد و پذيرش ها از سوي طرف شكست خورده؛ و اين روند بايد تدريجي باشد. شفافيت ها و ارائه اطلاعات فراوان و نيز گسترش فضاي نقد و نظر (كه رهبر انقلاب بر آن تاكيد كردند) مي توان يكي از شيوه هاي اقناع باشد.


درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات:
    نظرات ارسال شده:
  • طوري صحبت مي کنيد از ترميم اعتماد، انگار نمي دانيد <....> بايد برايتان توضيح دهم که نتيجه ي اين کارها، نه اعتماد که اتفاقا در خوش بينانه ترين حالت خشونت دروني شده است. نوشته ي شما، به دلايلي نمي تواند علمي باشد، و آن وجود پيش فرض هايي مبني بر اينکه انتخابات در طي سال هاي گذشته هم سالم بوده و اينکه کساني که اين بار راي داده اند صرفا به احمدي نژاد راي داده اند. البته، شايد شما، دچار معضل اعتماد بيش از حد به حرف مسئولين کشور شده ايد.
  • نوشته ي شما مانند بقيه نوشته هايي که از شما خواندم به شدت دور از واقعيت بود قصد ندارم اينجا بنويسم چرا.شما سعي داريد خود را ازادانديش جلوه دهيد اما فرسنگ ها با ازادانديشي فاصله داريد
  • چه عجب !بالاخره يه چيزي گفتيد
  • به نظرمن هم احمدي نژاد برنده گفتمان فقر وغناست .يا همان گفتمان مرکز وحاشيه. بنابراين راي به احمدي نژاد به راي به شخص احمدي نژاد نيست همانطور که خيلي ها با اينکه به او راي دادند اما در مواجه با افکار عمومي نظر شان را نفي ميکنند چه بخواهيم چه نخواهيم گفتمان حاشيه در حال پوست اندازي و ورود به متن سياست است و اين البته خوش يمن برا ملک و مملکت است.چراکه جمهوري اسلامي توانسته از ظرفيت هاي غير دسترس و موجود بهترين بهره گيري را کند .اليته اين آسيب هايي دارد و آن سر خوردگي و عدم نشاط نخبگان مي باشد که رهبري انقلاب باآمدن به صحنه و آرام ساختن نخبگان توانست بخشي از التهاب ناشي از ياس را ميان نخبگان آرام سازد. به نوعي رهبر انقلاب آخرين تکيه مرکز و متن جامعه هستند که اين عمود وتکيه گاه هم به جا ست و هم بايد از همين جايگاه پررنگ تر شود
  • دکتر در مورد سه شكافي كه گفتيد! اين تحليل را بر چه پايه اي ارائه داده ايد؟!!
  • استاد تنها دو سه مناظره نبود كه اعتماد مردم به عملكرد دولت نهم رو خدشه دار كرد...مردم خودشون در اين چهار سال شاهد عملكرد دولت نهم بودند! تنها كاري كه آقاي موسوي انجام داد اين بود كه اين بي اعتمادي مردم به دولت نهم رو در سطوح رسمي كشور عنوان كرد!
  • اولين حدسم اين بود که اين متني طنزآلود است اما... 1. کاش قبل از نوشتن اين مطلب چند درصدي احتمال مي داديد کساني قبل از انتخاباتِ شما را رصد کرده و مي دانند تا روز انتخابات شمتان چه در گوشتان مي خوانده. 2. کاش درصد بيشتزي احتمال مي داديد که جمع کثيري از خواننده هايتان آنقدر از جامعه شناسي به طور کلي و کارکردگرايي محبوبتان به طور جزئي اطلاع دارند که يفهمند تحليلتان يک تحليل جامعه شناختي نيست و اصلا مضاف بر آن گزاره هايتان هم گزاره هايي منطقي نيستند. 3. کاش به عنوان يک آدم مذهبي، يا شايد بهتر باشد بگويم سنتي ؟!، قدري بيشتر به مفهوم نفاق مي انديشيديد. 4. اصلا كاش يكبار ديگر نوشته تان را بخوانيد؛ استاد!!
  • هنگامي که قلم به دست اوباش ... چون شما مي افتد،که کليشه هايي را از متون دست سه و چهارم روزنامه ها کش رفته ايد تا وجهه اي علمي به لاطائلات خود ببخشيد،حاصل دست و پا زدن براي بازگرداندن اعتماد ... است.ساده ترين تعريف،تعريف اشاره ايست:آنجا؛صورت ندا صالحي و خوني که از چهره اش روان است.... دريغا از دانشکده علوم اجتماعي که دريوزگاني چون شما جايگاه استادي اش را غصب کرده اند.به کاسه گدايي اعتمادتان جز لعنتي نثار نخواهد شد.
  • من فكر نمي كنم بي اعتمادي ايجاد شده را چه در جريان انتخابات ( آمارها و نمودارهاي متعدد) و چه بعد از انتخابات به راحتي بتوان ترميم كرد . ... . فقط كافي است بحث ها ي مردم را در مترو گوش كنيد حتي كسي مثل شما كه به شدت به نظام اعتماد دارد در مورد صحت انتخابات شك مي كند .اكنون كسي به اين فكر نمي كند كه دكتر احمدي نژاد 24 ميليون راي آورده بلكه همه به دنبال تاييد انتخابات و برطرف شدن شبهات در مورد تقلب در انتخابات هستند كه البته با توجه به بي اعتمادي به شوراي نگهبان ... بيهوده به نظر ميرسد . البته كسي هم به دنبال جواب نيست بلكه همه به دنبال شبهه افكني هستند . كاش دلايل به وجود آمدن شورش هاي خياباني و آتش سوزي ها را هم بررسي مي كرديد...؟
  • ... همچنين اصلا اعتقادي ندارم که آراي خاموش مال احمدي نژاد است. بلکه فکر مي کنم موسوي بود که همه را به صحنه کشاند. مرور آمار و ارقام -که اينقدر مورد علاقه رييس جمهور فعلي است- بي فايده نيست. به عنوان مثال گيشا منطقه اي است که هميشه به خاموش بودن آرا شهرت داشته ولي در اين دوره مشارکت بالايي داشته و خب واضح است که به احمدي راي نداده اند. دکتر! يکجانبه نگاه کردن به همه چيز شما را به فنا مي کشد.....
  • به نام خدا با سلام و احترام ضمن تشكر از تحليل مقاله علمي و نظرات ارزشمند استاد نظرات بنده بشرح ذيل مي باشد : با اين كه برنده آقاي احمدي نژاد است موافق هستم ( ) با توجه به اين كه بنده روستايي هستم و از اوضاع روستاها و دغدغه هاي بخش پيرامون اطلاع دارم و اكثريت جامعه ايران هنوز در شهرستانها و روستاها بسر مي برند و گفتمان عدالت براي آنها جذابيت دارد بي شك اكثريت آراي بر اساس مردم سالاري توده اي متعلق به آقاي احمدي نژاد است . اما ريشه بحرانهاي اخير را در موارد زير مي دانم : 1- رفتار هاي فرا قانوني برخي از مسئولين . ممكن است برخي با نيات خير از قوانين تمرد نمايند و قانون را بوركراسي و مانع قلمداد كنند قانون شكني افراد خوش نيت مانند رابين هود ممكن آنها را در اعمال عدالت خواهانه سرعت بخشد اما بدعت گذاري قانون شكني راه را براي افراد نااهل نيز هموار مي كند و در صورت ادامه وضع طبيعي هابز رخ مي دهد . بنابراين قانون بد و بوركراسي طولاني بر هرج و مرج و آشوب ارجح است تا اصلاح و تكميل و تهيه قانون خوب بايد قانون بد محترم شمرده شود . 2- اگر فرصت را نتوان مديريت نمود سريعا تبديل به تهديد خواهد شد . به نظر مي رسد كه حضور حداكثري مردم بايد بهتر و با دانايي بيشتري مديريت شود و مثلا نافرماني مدني و اعتراض در چارچوب قانون به رسميت شناخته شود و با توجه به روح قانون نوعي تغييرات ساختاري مورد بررسي شود تا جامعه در سطوح بالاتري از نقاط قبلي به تعادل پويا برسد . 3- در دموكراسي توده اي اگرچه نشانه گيري پيرامون شهرستانها و روستاها مي تواند تعداد آرائ را بالا و پيروزي را رقم زند اما تحولات و انقلاب و آشوب از مركز و نخبگان آغاز مي شود كسي كه مراكز نخبگي را ناديده مي انگارد و بر توده پيرامون پشتگرم است بي ترديد با چالش آفريني هاي نخبگان غافلگير و شگفت زده خواهد شد . لذا تعادل بهتر است 4- براي مديريت بحران لازم است بسته اي از تغييرات ساختاري قانون مند بكار رود . هرگونه شتاب زدگي موجب مي شود تا بحران پيچيده تر شود . اين بحران همان غول قانون گريزي يا قانون شكني است كه در گذشته براي برخي بسيار مفيد بوده ولي حالا ديگر قابل كنترل نيست . در چاچوب پارادايم جاري بعيد است كه براحتي اين غول را داخل چراغ نمود بايد از افق بالاتري و با راهبرد تازه تري عمل نمود . ضمن آرزوي تحقق آينده هاي جذاب براي ايران اسلامي تقي پارسامهر
  • ميشه هر فحشي رو كه دانشجويان متمدن و فرهيخته ي دانشكده!!!!!! بهتون مي گن رو تو سايت نذاريد !
  • آقاي محترم ؛ ... در ضمن براي دانشگاه و جامعه شناسي متاسفم که شما به عنوان يک استاد دانشگاه از ... اقناع شده ايد. لطفا از قول افکار عمومي، حکم اقناع شدن صادر نفرماييد.
  • براي مشاهده گوشه اي از عدد سازي هاي انتخابات به اين وبلاگ سر بزنيد http://entekhabatj88.blogspot.com اين خيلي خوبه که شما به عنوان يک جامعه شناس تحليلهاي جامعه شناختي خودتون رو عرضه کنيد ولي گفتن اينکه "امکان دستکاري در آرا" نيست از شما کمي بعيد است.
  • بيچاره بچه ققنوس پيش از آنکه متولد شود، آتش نشان فداکار...
  • کويت, تو هم ؟؟؟
  • واقعااين مطلب شما مايه شرم جامعه شناسي است. مصداق بارز حزب باد شما هستيد و فکر مي کنم شما هم الان بدنبال برگرداندن نظرات آقايان نسبت به خودتان هستيد؛ شما بيانيه جامعه شناسان در حمايت از آقاي موسوي (و در واقع عليه آقاي اجمدي نژاد)امضا کرديد. الان که احمدي نژاد راي آورده شما هم مبادا امتيازي از دست بدهيد و درصدد ترميم اعتماد آقايان نسبت به خودتان هستيد و اين مطلب را نوشتيد. واقعا مايه تأسف است. حداقل به عنوان جامعه شناس!!! يه کم بهتر است به جامعه نگاه کني که ببيني چه در آن مي گذرد. (جوادي يگانه: البته من بيانيه جامعه شناسان را امضا نكردم.)
  • بد نبود نگاهي هم به دروغهاي آشکار ميکرديد. اين ها در کجاي جامعه اي که تو ذهنتون تخيل کرديد جاي ميديد؟؟؟ فکر ميکردم استاد جامعه شناسي بايد ديد درست تري داشته باشه... بد نيست کمي با همون قشري که خودتون ازشون به نام عامه و ديني و مذهبي نام برديد اطلاعاتي بگيريد. بهتري کمي سرتونو از تو کتابا بلند کنيد و از پشت ميزتون بياين بيرون و کمي با چشم باز تماشا کنيد. در ضمن چوپان دروغگو اگه راست هم بگه کسي باور نمي کنه. دولتي که علنا ميگه دروغه که حوزه ها بسته شده و اس ام اس قطع شده و کسي بازداشت شده و کسي کتک خورده و در صورتي که همه دارن ميبينن همون به قول شما راي هاي خاموش )که من اصلا قبول ندارم که راي خاموش به نفع احمدي نژاد بوده باشه( هم داره از دست ميده. ديگه به چي ميخواين اعتماد کنيد؟؟؟ اصلا احمدي نژاد اگه راي آورده بود اينهمه بگير و ببند تمامي طرفداران رقيب صبح اعلام نتايج چيه؟ تعرفه گم شده چيه؟ تعرفه در زباله هاي دماوند چي کار ميکنه؟ خواهشا اگه جواب دارين بگين تا منم بدونم چه جوري ميشه دوباره ...اعتماد کرد؟؟؟
  • بازم حرفاي جامعه شناس درباري ؟ بس کنيد شما خجالت نمي کشيد دروغ و فريب رو تئوريزه مي کنيد!
  • البته واضح و مبرهن است كه شكاف هاي موجود در جامعه ما بش از اين شكاف هايي است كه شما مرقوم فرموده ايد. شما از مهمترين و جذاب ترين شكاف عبور كرديد و ان شكاف ، بگم؟ باشه مي گم : اون شكاف ، شكاف ميان عينيت مدرن شهرهاي بزرگي مثل تهران است با ذهنيت ماقبل مدرن اكثريت ما حتي روشنفكران مان كه يكيش هم جنابعالي باشيد. مهندس موسوي ناز نازي در اخرين بيانيه خود فرموده اند : امده ام براي باز گرداندن جامعه به دهه نوراني 60.!!با اين كه هيچ علاقه اي به احمدي نژاد ندارم ( ميدانيد اصولا علاقه مند شدن به دكتر! از نظر فلسفي امكان وقوع ندارد والا ما هم دلمان مي خواهد مثل شما عاشق ايشان شويم. نميشه لامصب. راستي شما چيكار كرديد كه شد؟ به ما هم بگيد بخدا خيلي گرفتاريم)اما صد رحمت به اين دهه مزخرف هشتاد.
  • يك نقد مفصل آمده است از علي. با اين شروع: <اين مقاله به استدلال هاي مختلف ارائه شده پيرامون احتمال تقلب در دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران مي پردازد...> اين مطلب را جستجو كردم در ويكي پدياي فارسي بود با عنوان: احتمال تقلب در انتخابات رياست جمهوري ايران (۱۳۸۸). مقاله مفصلي است با ارجاعات فراوان. كه مجموع نظرات در باره احتمال تقلب در انتخابات را جمع بندي كرده است. مي توانيد به آنجا مراجعه كنيد.
  • واقعا مغزم داره سوت مي کشه از اين مقاله و از اين تفسير و از اين جبهه گيري شما. قبل از ورود به دانشکده علوم اجتماعي فکر مي کردم دارم وارد محيطي مي شم که مي تونم توش با خيال راحت فارغ از هر جبهه گيري بي خود واقعيت هاي جامعه بشري به خصوص جامعه خودم رو بررسي کنم اما امروز کمترين شکي برام نمونده که اين فقط يه خيال خام بوده. واقعا براي روشن فکري ايران متاسفم فقط مي تونم بگم تسليت.خانم ها آقايان دوستان عزيزان آزادانديشان تسليت.
  • خيلي ساده اي
  • من نميدونم به نظر دوستان عزيز آزاد انديشي يعني كلا معترض باشي ؟! هر حكومت ديگه اي هم سر كار بياد اين روشن فكران و آزادانديشان محترم ارضانخواهند شد.من با دقت تمام منتظر بروز حرفي از دكتر بودم كه مبين رايشون باشه ولي با وجود اينكه دوتا كلاس باهاشون داشتم بر اساس سياست بيطرفيشون هيچي بروز ندادن.آزاد انديشي يعني تحليل بيطرفانه.يك ساله استاد رو ميشناسم و يك تحليل سوگيرانه از ايشون نديدم.براي روشن فكري دانشكده ي تحفمون همون امثال دكتر ... كافين كه همه چيز رو با عينك ستيزه جويي ميبينن و خودشون رو علامه ي اجتماع ايران ميدونن در حالي كه چيزي جز جامعه شناسي غرب رو ارايه نميكنن كي ميخواين بفهمين ايران رو نميشه با عينك غرب تحليل كرد؟ اگر دانشكده ي افراطي ما امثال دكتر جوادي رو نداشت همون ترم اول از اين دانشكده ميرفتم