عناوين سايت


تصوير رييس جمهور آمريکا در سينماي آمريکا

ماکس وبر در بحث در باره انواع اقتدار ، از سه نوع خالص اقتدار نام مي برد:

- اقتدار کاريزماتيک،

- اقتدار عقلاني،

- اقتدار سنتي.

اين سه نوع از اقتدار، انواع خالص يا مثالي هستند و بنا نيست که هر رهبري تنها يکي از اين سه نوع از اقتدار را داشته باشد، بلکه در هر نوع از رهبري و اقتدار، يکي از آن انواع برجسته و مشخص است و ساير انواع اقتدار به صورت حداقلي وجود دارد.

در جوامع مدرن، علاوه بر بنيان نهادن اقتدار بر پايه عقلانيت و نهادهاي بوروکراتيک، استفاده از اقتدار سنتي و کاريزماتيک نيز براي رهبري لازم است. در اقتدار سنتي سعي مي شود تا رهبر و بويژه نهاد رهبري، به سنت هاي ديرينه جامعه پيوند بخورد و ميان شخصي که اکنون با راي (واقعي يا تصوري) مردم به رهبري رسيده، و حکومت ­هاي موفق و پسنديده گذشته، تناظر و تشابه برقرار شود.

اما وجه مهم اقتدار پنهان رهبري در جوامع مدرن، بعد احساسي و عاطفي آن است و براي آن از رسانهLها استفاده بسيار مي شود. اين بعد، از طريق مقدس Lسازيِ ويژگي هاي شخصي و رفتارهاي روزمره رهبر ايجاد مي شود. از آنجا که افراد عادي، هيچ راهي به سمت شناخت دنياي رفتار واقعي رهبران دولت ها و بويژه رفتار روزمره و خانوادگي و عادي آنها ندارند، رسانهLها اين نقش را برعهده دارند، و واسطه گري رسانهLها به تحريف يا بازسازي واقعيت منجر مي شود، تغيير در واقعيتي که در هر حال مساوي با خود واقعيت نيست، اگر نگوييم که تصويري کاملا متمايز و حتي متناقض با واقعيت است. اين تصويرسازي در جريان پخش اخبار و گزارش هاي خبري از رهبران نيز وجود دارد، اما تصويرسازي اصلي و موثر بر مخاطبان، از طريق سينما است.

يکي از قديميL ترين نهادهاي مدرن رهبري، متعلق به آمريکاست و البته در صنعت سينما نيز سينماي آمريکا قدرت اول جهاني را دارد. در طول تاريخ صد ساله سينما، سينماي آمريکا پيوندهاي قوي با نهاد رياست جمهوري (presidency) آن داشته است. هر چند تاکنون تاثير مستقيم و واقعي سينما بر رياست جمهوري آمريکا، تنها در دو موردِ تئودور روزولت (بخاطر اخبار جنگ اسپانيا و آمريکا) و رونالد ريگان (بخاطر ستاره سينما بودن) بوده، اما تصويرسازي سينماي آمريکا از رييس جمهوري آن بسيار زياد بوده و در سينماي آمريکا، بويژه در دو دهه اخير، فيلم Lهاي زيادي با محوريت رييس جمهور آمريکا ساخته شده است و البته همواره هر دو طرف اين رابطه، از اين ارتباط غيرواقعي سود بردهLاند. سابقه طولاني رياستLجمهوري و وجود انواع گوناگوني از روساي جمهور در منش و خصوصيات فردي و ويژگي هاي فيزيکي، امکان اين تصويرسازي را به سينماي هاليوود مي دهد.

نفع اساسي اين تصويرسازي براي سينماي هاليوود، داشتن يک سوژه هميشگي فيلم سازي است، که البته توان جذب تماشاگر را هم دارد. در اين ارتباط، دستگاه رهبري آمريکا هم به نوعي سينما تبديل شده است. ارزشها و تکنيک هاي هاليوود بر سياست هاي مربوط به رياست جمهوري اثر گذاشته است. روساي جمهور مانند بازيگران، هدايت مي شوند که چه بگويند و چگونه بگويند. آنها سناريوي نوشته شده اي را دنبال ميLکنند. آنها يک تصوير از خود را طراحي مي کنند، و خودشان را با چيزهايي احاطه مي کنند که از آن تصوير حفاظت مي کند. هر چه مردم پسندتر باشند، قدرتمندتر هستند. آنها حضور خود در اجتماع را محدود مي کنند تا خسته کننده به چشم نيايند. آنها بايد در برابر دوربين (در يک محيط تصنعي)، طبيعي ظاهر شوند.

اما در اين مقاله، قصد ما پرداختن به بعد ديگر اين ارتباط، يعني استفاده دستگاه سياسي و نهاد رياست جمهوري آمريکا از سينماي هاليوود است. تحليل محتواي برخي از فيلمهاي ساختهL شده در باره رييس جمهوري آمريکا (American president, 1995; absolute power, 1996; independence day, 1996) نشان مي دهد که سينماي آمريکا براي نشان دادن اقتدار کاريزماتيک رهبري اين کشور، سعي مي­ کند که نفوذ رهبري را در ميان مردم و محبت مردم را به رهبري افزايش دهد، و به گونه اي نهاد رهبري را مقدس و والا نشان دهد، و نه لزوما اينکه شخص رهبر را سالم، پاک و بي خطا نشان دهد. به تعبير ديگر، کاريزما را به نهاد رياست جمهوري ميدهد، نه به شخصِ رييس جمهور.

اسطوره ساخته شده از رييس جمهور آمريکا توسط رسانه ها، «نفر اول در جنگ، نفر اول در صلح، و نفر اول در قلب مردم کشور» است. و در اين مسير بر جزئيات تاکيد بسيار مي شود تا اسطوره ساخته شده باورپذير شود و همذات پنداري (identification) با آن ممکن شود.

در اين تصويرسازي، اولا شخص رييس جمهور فردي وارسته، باسواد، پرکار، شجاع، زيبا، اهل خانواده، از نظر اخلاقي سالم، و پايبند به قواعد رقابت دموکراتيک تصوير مي شود، و در پيرامون وي نيز افراد همين ويژگي را دارند. ثانيا در هر صورت چنانچه رييس جمهور (در نمايش رسانه اي از وي) از اين اصول تخطي کرد و با تقلب به قدرت رسيد يا در دوران حاکميت به راه بي اخلاقي کشيده شد، سيستم (که توسط افرادي سنتي تر و پايبندتر از رييس جمهور دروني شده) او را پس مي زند، وادار به بازگشت به مسير درست مي کند، وادار به استعفا مي کند، او را از مقام خود برکنار مي کند، و يا اگر خطا آنقدر بزرگ بود که استعفا چاره ساز نبود، وادار به خودکشي مي کند.

سينماي هاليوود از رييس جمهور يک شخصيت استاندارد مي سازد. چهره روساي جهموري در سينما اکثرا تک بعدي است: يا فرشته هستند يا شيطان. روساي جهموري هاليوودي، عمق احساسي کمي دارند. در عالم واقع، روساي جهموري مانند ساير سياستمداران، شخصيت پيچيده اي دارند و به ندرت تک بعدي هستند. تعداد زيادي از آنها (10 تا از همه آنها) وزير يا فرزندان وزرا بودهاند. آنها به طور وسيعي ناهمگون بوده اند: از سست و متزلزل چون نيکسون تا خشن مانند تئودور روزولت، از بلندقد چون واشينگتن تا کوتاه قد چون مديسون. اما هاليوود چنين تنوعي را نشان نمي دهد. (Shenkman, 2003)