منو سایت
تاريخ:يازدهم اسفند 1393 ساعت 22:32   |   کد : 611
معرفی کتاب دانشنامه جوانمردی (فتوت) جلد اول
به نقل از سایت سازمان تبلیغات اسلامی
 
منتشر شده در سایت سازمان تبلیغات اسلامی (
اینجا). 17 اسفند 1392

 

دانشنامه جوانمردی (فتوت)

 

 

 

دانشنامه جوانمردی (فتوت) جلد اول
ریشه ها و خاستگاه
نگارنده: دکتر علی اکبر ولایتی
ناشر: مؤسسه انتشارات امیرکبیر
نوبت چاپ: اول ۱۳۹۱

 

 

نوشتار حاضر در باره فتوت و جوانمردی است که در شش مجلد به همت دکترعلی اکبر ولایتی و با همکاری دکتر محمد رضا جوادی یگانه، محمد رضا جعفرآقائی و رضا مختاری اصفهانی، به رشته تحریر درآمده است. در این جلد، تلاش شده است ریشه های دینی فرهنگی و اجتماعی فتوت در قرآن و حدیث و تفسیر واکاوی شده و نسبت آن با مکاتب فکری و دینی هم چون تشیع و اخوان الصفا و عرفان اسلامی بررسی شود. هم چنین از آنجا که فتوت با تشیع درآمیختگی تام و تمام داشته و از آن تأثیر بسیار گرفته، به جایگاه پیامبر گرامی اسلام (ص) و حضرت علی (ع) و ائمه شیعه (ع) در متون اهل فتی پرداخته شده است.
نگارنده در مقدمه این اثرمی نویسد: فتوت یا جوانمردی میراثی گران بها از فرهنگ اسلامی، ایرانی است. میراثی که در روزگار بحرانی جامعه ایران به قوام و انسجام ملت ما مدد رساند و آن را تداوم بخشید. فتوت در واقع از دو منبع دینی اسلام و ایران پیش از اسلام بهره برده و آن را می توان پیوندی از نیکویی های اخلاقی و دینی ایرانیان در قبل و بعد از اسلام دانست. چنین پیوندی را در عرفان اسلامی نیز می توان مشاهده کرد. طرفه آن که فتوت و عرفان، هر دو با تشیع پیوندی ناگسستنی دارند. بر همین مبنا، جامعه ایرانی در پذیرش دین اسلام بر مذهب تشیع علوی استوار شد که در ادامه رسالت نبوی بود. فتوت و عرفان، به مانند اخلاق اجتماعی، ایرانیان را در رفتار و سلوک مدنی شان راهنمای طریقت بود. چون تشیع به‌عنوان سلوک دینی با فتوت و عرفان به‌عنوان سلوک اجتماعی در آمیخت، ایرانی مسلمان در فرهنگ و تمدن اسلامی نام و نشانی پرآوازه یافت. تأثیر این آمیختگی را در دو حوزه نظر و عمل می توان دید. چه آنجا که بر مبنای تمسک به چنین سلوکی زبان در کام بود و شمشیر برکشیده از نیام به ستیز با غاصبان رهبری جامعه اسلامی، چه اموی و چه عباسی، رفت یا در آن هنگام که شمشیر در نیام بود..
فتوت در لغت به معنای جوانمردی است، اما در مفهوم هر آنچه نیکویی است با جوانمردی نسبت دارد. خصایصی چون، جود، سخاوت، سماحت، مروت همگی پرتوهایی از فتوت هستند.
اثر حاضر در سیزده عنوان به این خاستگاه و سرچشمه های فتوت، پرداخته است. فتوت در قرآن کریم اولین بخشی است که در آن به فلسفه قرآن در این خصوص اشاره شده است: قرآن کریم همیشه الهام بخش نحله های مختلف فکری، اجتماعی، سیاسی، اعتقادی مسلمانان بوده است. هر گروه و دسته ای به آیاتی از کتاب خدا استناد جسته اند و اندیشه و عمل خود را مبتنی بر آن آیات دانسته اند، لذا خود را بر صراط مستقیم پنداشته و به اعتراض مخالفانشان پاسخ داده اند. یکی از گروه های اجتماعی که در جوامع اسلامی رشد یافته و دارای فرهنگ گسترده ای شده است، فتیان هستند. این گروه در گذر زمان، قبض و بسط و دامنه نفوذ و شمول و هم چنین کارکردهای متفاوتی داشته است. فتیان، یا آن گونه که در زبان فارسی شهرت یافته است، جوانمردان، خود را دارای رسالتی اجتماعی می دانستند و مهم ترین بخش رسالت آنها همانا کمک به هم نوع بوده است، اما معنی دقیق کلمه فتی چیست؟ باید دانست که کلمات در هر زبانی تحول معنایی پیدا می‌کنند و در هر عصر و دوره ای بار معنایی خاصی می یابند. یک کلمه شاید در یک زمان دو معنا یا چند معنا داشته باشد.. کلمه فتی نیز چنین است و مشتقاتی با معانی مختلف دارد. در کتب لغت و تاریخ و ادب و عرفان این کلمه بارها به کار رفته است و مراد و منظور نویسندگان از آن متفاوت بوده است. در قرآن نیز کلمه فتی و مشتقاتش معانی متفاوتی دارد. در زبان فارسی فتوت را به جوانمردی برگردانده اند و علاوه بر آن کرم و سخاوت هم گاهی جوانمردی خوانده شده است.در ترجمه مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه منسوب به امام جعفر صادق (ع) در خصوص پیوند فتوت یا مترادفات آن آمده است" جود و سخاوت و سماحت و مروت و فتوت و بذل و انفاق و امثال این، هر چه نسبت به جوانمردی دارد از روی ظاهر لغت، همه را اشاره به یک معنی است، اما از روی تحقیق چون اشتقاق هر لفظی از کلمه ای است و از وضع آن کلمه عرب را مقصودی. پس باید که در ضمن هر یکی از آن نوع فایده ای باشد هم بر آن لفظ مخصوص، تا به نسبت آن اصل و فرع هر یکی پدید آید و مورد و مصدر ایشان معلوم گردد".
عنوان بعدی کتاب حاضر، فتوت در حدیث و سیره نبوی است، که درآن به خصایل و ویژگیهای ممتاز پیامبر اکرم اشاره دارد و این ویژگیها را به‌عنوان یک نحله فکری مورد بررسی و تدقیق قرار داده است: خوی والای پیامبر (ص) بود که موجب می شد او در اوج قدرت، نسبت به مردم و به‌ویژه اعراب بادیه نشین، رئوف و مهربان باشد. پیامبر گرامی اسلام با مردمی که جز برق شمشیر را نمی دیدند و برای جزئی ترین مسائل شخصی و قبیله ای شمشیر از نیام می کشیدند و خون ها می ریختند، بردبار بود و این خود منتهای جوانمردی و فتوت است. در لابه لای کتب تاریخ و تفسیر و سیر و مغازی داستان های زیادی از این رأفت و وقار پیامبر اسلام آورده شده است که در ادامه این مبحث به گوشه هایی از آن اشاره شده است.
جایگاه پیامبران در فتوت (خاتم الانبیا و پیامبران الهی در فتوت نامه ها) عنوان بحث بعدی است که در این بخش از کتاب به تبیین این جایگاه به خصوص در شخصیت های رسولانی نظیر، حضرت رسول اکرم (ص)، حضرت آدم (ع) حضرت شیث (ع)، حضرت نوح (ع)، ابراهیم و اسماعیل (ع) حضرت یوسف (ع)، حضرت موسی و یوشع (ع)، حضرت سلیمان (ع)، حضرت یونس و یحیی (ع) پرداخته است.
یکی از پیامبرانی که خصایل و فتوتش تبیین شده است حضرت آدم است، در این باره می خوانیم، گروهی فتوت را سه مرحله می دانند، فتوت عام و فتوت خاص و فتوت خاص الخاص، فتوت عام نگاه داشت همه چیز است. فتوت خاص نگاه داشت حق انبیا و اولیا در قول و فعل و متابعت پیامبر اسلام در عادات و عبادات و اخلاق و صفات است. فتوت خاص الخاص، نیز نگاه داشت حق خدای تعالی است. گویند پیش از آن که آدم خلق شود فتوت آفریده شد: فتوت را خدای تعالی پیش از آدم علیه السلام آفریده است و فردوس اعلی را به نور نبوت و کرم فتوت منور کرده است. در تمام فتوت نامه ها آدم (ع) را اولین جوانمرد خوانده اند. بسیاری از مشاغل و آداب را نیز بدو نسبت داده اند. بعد از او به پیامبران دیگر نیز آداب و مناسکی از فتوت نسبت داده شده است. به این ترتیب سلسله فتوت ادامه یافته تا به پیامبر اسلام رسیده است و بعد از او به اولیای الهی. آدم (ع) که نامش را از ادیم زمین مشتق می دانند، اولین کسی است که به دعوت فتوت پاسخ گفت و کرامت های معروف را صاحب شد. آدم به سبب خطایی که کرد از بهشت رانده شد. او سالها گریست تا خدا توبه اش را پذیرفت و به جبرئیل فرمود تا خبر عفوش را برساند. آدم به جبرئیل گفت: اگر توبه من قبول شد، آن لباس مرا که خلعت حضرت ربانی بود، باز به من ارزانی فرماید. جبرئیل (ع) در حال به جنت عدن رفت. لباس فتوت را با شصت هزار فرشته به خدمت آدم صفی صلوات الله علیه آوردند و جبرئیل گفت که خدای عز و جل می فرماید که این لباس آیتی است از آیات خدای تعالی و اصلی است ثابت که فرع آن نیز ثابت است و آن لباس را به آدم پوشانید و گفت: این جامه فتوت را بعضی به بعضی رسانید بر تعاقب یک دیگر بسپارید بر موجب امر لم یزل که این لباس را در آخر وقت به فرزند خویش شیث پیامبر پوشانید و وصیت بسیار کرد که حق آن لباس را ضایع نکند و دوازده هزار فرشته حاضر بودند بر عهد ایشان گواه گشتند و شیث پیامبر به نوح داد و از نوح به ابراهیم خلیل رسید.
اهل فتوت هر یک از آداب مکتب خود را به پیامبری نسبت می دهند و از هنگامی که فتوت در میان اصناف نیز راه یافت هر یک از مشاغل به پیامبری منتسب گردید. البته باید توجه کرد که در میان فتوت نامه ها بسیاری از مشاغل هست که به بیش از یک پیامبر یا ائمه یا اولیای الهی منتسب شده است.
عنوان بعدی این کتاب، علی (ع) نماد فتوت، است که در این راستا، جایگاه فتوت علی (ع) در کتب تاریخ و تفاسیر، جایگاه حضرت علی (ع) در فتوت نامه ها، رسائل عرفانی و کتب کلامی و نیز، مواعظ و حکم علی (ع) در باب فتوت و کرم و سخا، بررسی و تبیین شده است: در فتوت نامه ها از مردان بسیاری به‌عنوان فتی و جوانمرد نام برده شده است، اما در همه آن ها یک نام به‌عنوان قدوه و پیشگام جوانمردان ذکر شده است. آن نام هم، نامی جز حضرت علی بن ابی طالب نیست. درست است که حضرت ابراهیم و حضرت یوسف وحضرت موسی و حضرت محمد (ص) به‌عنوان انبیای الهی بر او فضل تقدم دارند، اما نمی توان انکار کرد که از علی بیش از هر کس دیگری در فتوت نامه ها به‌عنوان برترین، شایسته ترین و نامدارترین فتیان یاد شده و از محامد و مکارم و بزرگی ها و بزرگواری های او سخن رفته است تا آن جا که او را امام ائمه فتیان و قطب اقطاب جوانمردان، خوانده اند. اوصافی که برای آن حضرت برمی شمارند، تنها به مشرب اهل فتوت مربوط نمی شود بلکه او از بسیاری جهات قدوه و سرور است.
در این بخش برای نشان دادن جایگاه علی (ع) در فتوت نامه ها و در عالم جوانمردی از دو منظر به موضوع پرداخته شده است، یکی سخنان او که مستند نویسندگان فتوت نامه ها بوده و گفته های بسیاری از او، به کتاب ها و رساله ها راه یافته است و دیگر شرح جوانمردی های او در جنگ و صلح که دوست و دشمن را به شگفتی واداشته است.
از نگاه جویندگان معارف الهی، تشریف فتوت بر قامت هر کسی راست نمی آید مگر این که از بوته ذوب با سربلندی بیرون آید و آزمون هایی را از سر بگذراند. ابراهیم خلیل خدایان دروغین را در هم شکست بدون این که از عواقب آن وحشت کند. آنگاه خود را تسلیم آتش کرد، سپس فرزند خود را تا قربانگاه برد و از اجرای فرمان الهی سرباز نزد. اسماعیل نیز تسلیم رأی پدر شد و گفت ای پدر! آنچه را به آن مأموری انجام بده. این است که چنین افرادی خاص می گردند و هدایتی ویژه می یابند. اصحاب کهف نیز لایق نام جوانمردی اند. چون تسلیم پادشاه جابر نمی شوند و حضرت علی (ع) چنین منزلتی می یابد که در شبی پر حادثه در بستر پیامبر می خوابد: ای عزیز! سخن بعضی از علما آن است که هدایت بر هدایت خاصه جوانمردان است و هدایت عام است مر همه امت را و هدایت بر هدایت، خاص است اهل فتوحات را..
نویسندگان فتوت نامه ها هر گاه خواسته اند اوصاف جوانمردان را برشمارند یا جوانمردی را تعریف کنند به کلام خدا، حدیث رسول اکرم(ص) وسخنان حضرت علی (ع) توسل جسته اند. در این مورد هر چند آیات قرآن به راحتی تشخیص داده می‌شود و اثباتش مشکل نیست اما آنها برای احادیث و روایات منبعی ذکر نمی کنند و در مواردی به بخشی از حدیث یا روایت بسنده می نماید: و اما مبانی و اصولی که فتوت بر آن مبتنی است و بنیاد آن بر آن مؤسس، هشت قاعده است که قطب این طریقت و مدار این فضیلت امیرالمؤمنین علی (ع)، اشارت به آن فرموده و گفته اصل فتوت این هشت خصلت است و هر که مستعمل این خصال نباشد مستحق اسم فتوت نیست.( درستی در گفتار، وفای به عهد، بخشیدن به سائل، بخشش آنچه به دست آمده، نیکویی بسیار کردن، گرامی داشتن میهمان، و سرآمد آنها حیاست..
امامان، صحابه، تابعین و اولیای الهی در فتوت، عنوان بخش بعدی است که در این مبحث ضمن تبیین خصلت جوانمردی ائمه اطهار، فتوت صحابه و مشایخ و اولیاء الله، بررسی شده است.
در این بخش، تلاش شده است با مراجعه به منابع متعدد از جمله تفاسیر و فتوت نامه ها و کتاب های تاریخی، جایگاه اولیاء الله در آرای اهل فتوت را نشان دهد. منظور از اولیاء الله در این جا، اصحاب کهف و ائمه معصومین و صحابه پیامبر و بزرگانی هستند که در فتوت نامه ها به آنها اشاره شده است.
دامنه بحث مصادیق فتوت بسیار گسترده است. بسیاری از پیامبران الهی، امامان معصوم، صحابه رسول خدا، محدثین، مفسرین، عرفا، متصوفه، شاعران، صاحبان بعضی از حرف و مشاغل، پیکارگران، جنگ جویان و مردم عادی به جوانمردی و فتوت نام بردار شده اند. حتی صاحبان برخی از مشاغل در فتوت نامه هایی که نگاشته اند کوشیدند تبار جوانمردی خود را به یکی از انبیا ائمه یا اولیای الهی برسانند و از قداست آن گرامیان برای شغل و حرفه خود قداستی فراهم سازند. در فرهنگ اسلامی و ایرانی نیز بن مایه فتوت ریشه دار است و دامنه شمول بسیار گسترده ای دارد.
در فتوت اولیاء الله، آمده است، خدا را بندگانی است که خود را بدترین بندگان می دانند و اگر از آنها پرسیده شود بدترین مخلوقات خداوند کیست؟ هر آینه خواهند گفت من. افرادی که به چنین مقامی رسیده اند لایق نام جوانمردی اند: " فردا در سرای آخرت ساکنان مقعد صدق و مقربان حضرت جبروت، قومی باشند که در این دنیا برتری و مهتری نجویند، خود را از همه کس کهتر وکمتر دانند و به چشم پسند هرگز در خود ننگرند، چنان که آن جوانمرد طریقت گفت که از موقف عرفات بازگشته بود، او را گفتند: چگونه دیدی اهل موقف را؟ جواب داد که قومی دیدم که اگر نه من درمیان ایشان بودمی امید بودی که همه آمرزیده بازگردند".
در میان محدثان و تابعین ازجمله کسانی که به فتوت شهرت دارند حسن بصری است. حسن بصری از تابعان بود یعنی از آنان که صحابه پیامبر را درک کرده اند، او که نژاد ایرانی داشت در مدینه بالید و پرورش یافت و محضر بسیاری از صحابه را درک کرد. بعد از حضرت علی (ع) و ائمه اطهار او از جمله پرطرفدارترین راویان احادیث و مفسران قرآن است که در سلک جوانمردان بوده است: حسن بصری شیخ بصره و برگزیده تر جوانمرد آن شهر است.
حسن در خصوص فتوت و شرایط آن می‌گوید: کسانی را یافتم که ایشان به دنیا جوانمرد و سخی بودند، همه دنیا بدادندی و منت ننهادندی و به وقت خویش چنان بخیل بودند که یک نفس از روزگار خویش نه به پدر دادندی نه به فرزند.
در سلسله عرفا رسم است که خرقه از دست پیر و مرشد و مراد می گیرند همان گونه که در سلسله فتوت داران جامه یا شلوار فتوت پوشیده اند آمده است، کسانی در این سلسله مشهورند و عده ای نیز جز برای اهل فن، ناشناخته اند. در این اثر آمده است که جامه فتوت از دست علی بن ابی طالب به حسن بصری داده شده و از او به بزرگان دیگر رسیده است.
از جمله اهل فتوت، که در منابع به آنها اشاره شده است، زاهدانی بودند که در روزگار خود ملجا و پناه مردمان بوده و صفات اولیای الهی را داشتند. یکی از آن افراد نوح عیار است که در عصر خود پیر خراسان بود و به جوانمردی شهرت داشت، روزی مهمان هایی از عراق برایش رسید، به خادمش گفت: سفره را بینداز. خادم رفت و مدتی طول کشید و نیامد و مهمانان منتظر ماندند و گفتند این از فتوت دور است که ما را در انتظار سفره نگه دارند. چون خادم باز آمد و سفره را آورد، نوح گفت: چرا در آوردن سفره تأخیر روا داشتی؟ گفت سرورم! مورچه ای در سفره بود، دور از جوانمردی دیدم که مورچه را از سفره بیرون اندازم یا آن را آزاری رسانم. و نیز از ادب دور دیدم که سفره را با مورچه ای پیش مهمان بگشایم. اکنون که مورچه از سفره خارج شد آن را آوردم.
بعضی از رفتارهای ریاضت کشانه را هم به جوانمردی نسبت می دهند. گویند مردی از طبقه جوانمردان بود به نام ابوالخیر اقطع که بیست سال در آرزوی ماه تازه بریانی بود و از بیم شبهت آن نمی خورد. روزی به زیارت دوستی رفت. او از راه فراست دانست که شیخ را چه آرزویی است، رفت و ماهی بریانی آورد و پیش شیخ نهاد. شیخ دست دراز کرد تا لقمه ای بردارد، تیغی از آن ماهی در دست وی فرو رفت و دستش آماس کرد و طبیبان گفتند که باید دست را جدا کنی وگرنه بیماری به همه وجودت سرایت می‌کند و چون کار بر این منوال دید، گفت حال که چنین است، خلق را جمع کنید تا گفتنی را بگویم. مردمان جمع آمدند و گفت تا دستش را جدا کردند، آنگه ندا کرد که ای مسلمانان این جزای کسی است که لقمه ای حلال را به شبهه بخورد. پس جزای آنکه لقمه حرام را به مصیبت بخورد چیست؟
ریشه های اجتماعی و فرهنگی جوانمردی در ایران باستان در بخش بعد مطالعه شده است. نگارنده در این قسمت از کتاب مباحثی را از نظر گذرانده، نظیر، اخلاق و اصول جوانمردی در منابع و متون قبل و بعد از اسلام، پهلوانی و جوانمردی و میترائیسم، جنبش های اجتماعی و نقش آن در آیین جوانمردی.
در ایران، که بر طبق اساطیر بهترین جایگاه زمین است، جوانمردی، که اعراب آن را فتوت نام نهاده اند، همواره از مفاخر و خصایص ویژه بوده است و ریشه های فرهنگی، اجتماعی دیرینه دارد. قرین و شواهد بیانگر آن است که می توان اساس و شالوده جوانمردی را در باور و آیین ها و فرهنگ و اجتماع مردمان ایران جست و جو کرد. هرچند که پس از ورود اعراب مسلمان به ایران جنبش های محلی جوانمردانه ای، چون قیام ابومسلم خراسانی، جهت احیای عنصر ایرانی در عرصه سیاسی و اجتماعی شکل گرفت یا بر اثر ستم ها و فشارهای فراوان امویان و عباسیان بر ایرانیان عیاران سر برآوردند، نباید پنداشت که این تحولات یک باره به وجود آمده است، بلکه ریشه در عمق اجتماع و فرهنگ ایرانیان داشته است. اگر روزنه ای به تاریخ گسترده خود در ایران باستان بگشاییم، در خواهیم یافت که جنبش هایی چون جنبش مانی و مزدک در برابر خداوندگاران زر و زور و فشارهای سنگینی که جسم و روان و زندگی مردمان را در هم می شکست وجود داشته است و قبل از آن نیز آداب و رسومی چون پهلوانی و ورزش های باستانی با جوانمردی در هم آمیخته و در آیینهای زروانیسم و میترائیسم و زردشتی تجلی یافته است. در تاریخ اساطیری نیز ظهور شخصیت هایی چون سیاوش و آرش و ایرج و کیخسرو و گرشاسب و رستم و.. مؤید آن است که تار و پود ایرانیان با جوانمردی تنیده شده است. در این نوشتار تلاش شده است، با کند و کاوی در گذشته تاریخی ایران، به ریشه های اجتماعی و فرهنگی جوانمردی اشاراتی داشته باشد.
درقسمتی از بحث اخلاق و اصول جوانمردی در منابع و متون قبل و بعد از اسلام، آمده است، جوانمردی تعریف و آداب و روش های خاصی دارد که با رعایت کردن آنها فرد را می توان در سلک جوانمردان دانست، جوانمرد که در لغت مردم جوان، به لحاظ سن و سال و نیروی جسم و تن، معنا یافته است، در معنا به انسانی گفته می‌شود که به اخلاق نیکو و روش پسندیده آراسته گردد. مردی به معنای مردانگی و دلیری می آید و در معنایی دیگر معادل با بخشندگی و جوانمردی و بلند همتی در نظر گرفته می‌شود و در میدان جنگ است که مردیش آشکار می‌شود..
تاریخ ایران پر از فراز و نشیب هایی است که در جای جای آن می توان رد پای جنبش های اجتماعی و حرکت های اعتراض آمیز مردم را علیه حاکمانی که به آنها ستم روا داشتند و ظلم کردند نشانه رفت. فطرت انسانی استبداد طبقه حاکم را تاب نیاورده و پیوسته در پی آن بوده است که خود را از زیر سلطه ستم خارج سازد؛ چرا که ستم را ظلمت و تاریکی می دانسته و رها شدن از آن را فراز شدن به سمت دریچه نور می پنداشته است، چنان که آدمی همواره در پی آن بوده که از این بیداد رها شده و بساط آن را برچیند. گاهی نیز چاره را در آن می یافته که قهرمانی جوانمرد را به میدان آورد و بر او تکیه کند. چنان که مسعودی بر آن است که هنگامی که بین مردمان فاسد و شرور بدانجا رسیدند که جز بیم و زور به صلاح روی نمی آوردند، مردم چاره را در آن جستند که در سایه تدبیر پادشاهی با انصاف که بتواند عدالت را اجرا نماید و به اقتضای عقل میان مردمان حکم راند، می توان آسایش یافت و این گونه بود که به سراغ کیومرث رفتند.
نگارنده در بخش بعدی این مجموعه، به سراغ پهلوانان در ایران پیش از اسلام رفته است، و از این رهگذر شخصیت هایی نظیر کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، ضحاک و کاوه، فریدون و منوچهر، آرش و گرشاسب و.. مطالعه کرده است: پهلوان عنصری اساطیری است، پهلوانان انسان هایی با توانایی های فرابشری هستند و با سرگذشت هایی که از سر می گذرانند، به نمادهایی همیشگی تبدیل می شوند. سرگذشت پهلوانان در ظاهر با انسان های معمولی چندان تفاوتی ندارد، اما عناصری در این سرگذشت وجود دارند که آن را از دیگران متمایز می‌کنند. برخی از این عناصر عبارت اند از، پهلوانان در بیشتر موارد با نیروهایی فراطبیعی و جادویی و غیر روزمره در ارتباط اند، ارتباطی نزدیک با نیروهای قدسی و عناصر دینی دارند، و به گونه ای با خدایان جوامع خود مرتبط هستند. پهلوانان سرسختی شدیدی در باورهای شخصی خود دارند که در چارچوب اخلاقی ویژه ای قرار دارد. آنان در بیشتر موارد کاری مهم را به انجام می رساندند که هستی شان را دچار دگرگونی می‌کند. واژه پهلوان از دو پاره " پهلو " بعلاوه " ان " ساخته شده است. پهلو در ریشه به معنای پارتی یا اشکانی است، واژگان پهلوی و پهلوان از این واژه ریشه گرفته اند، پارتیان پردوام ترین سلسله تاریخی ایران پیش از اسلام، قومی دلیر و جنگاور بودند. واژه پهلوی به معنای باشکوه، زیبا، شاهوار، گران مایه، فرهیختگی و فرهمندی است. رومیان که خصم اشکانیان بودند، آنها را به دلاوری می ستودند، از این رو، در زبان های اروپایی واژه پارتیزان به معنی کسی است که به شیوه پارتیان می جنگد.
بر اساس روایت شاه نامه کیومرث نخستین فرمان رواست و سی سال پادشاهی کرد. پسرش سیامک، به نبرد دیوان رفت و کشته شد. پسر سیامک که هوشنگ نام دارد، بر دیو سیاه پیروز می‌شود. با پایان دوره سی ساله کیومرث دوران پیشدادی آغاز می‌شود، به نوشته مقدسی، ایرانیان بر این باور بودندکه کیومرث پیش از آدم می زیسته و نخستین فرمان روایی بوده است که میان مردم به داوری پرداخته است، نخستین کسی است که مردمان را به پرستش خدای فراخوانده و نخستین کس است که عبری و پارسی و یونانی نوشته است. مسعودی از سه طبقه ملوک ایران یادکرده است که نخستین آن کیومرث است. او کیومرث را کیومرث گل شاه می نامد که به معنی پادشاه گل است. نسب ایرانیان به او می رسد و معادل آدم ابوالبشر و مبدا نژاد است. او چهل سال و یا به روایتی سی سال شاهی کرد و اقمت گاه او پارس بود. به نوشته طبری، کیومرث نخستین مرد اساطیری ایران است. او با فرزندانش به کوه دماوند رفت و در آنجا شهرها و آبادی هایی ساخت. نبرد حق و باطل نخستین بار در داستان سیامک دیده می‌شود. وی از طریق سروش آگاهی یافت که اهریمن و فرزند نا به کارش دیو، در نابودی فرمان روایی کیومرث دست داشته اند. لذا با لباسی از پوست پلنگ به نبرد دیو رفت. حضور سروش به‌عنوان فرشته ای از غیب بر ماهیت حق و باطل بودن این رویارویی تأکید دارد. سیامک بدون سلاح و با تنی برهنه و بی سپر با دیو سیاه به نبرد برمی خیزد. سیامک به دست دیو کشته می‌شود. بدین ترتیب نخستین نبرد خیر وشر در شاه نامه با کشست حق به پایان می رسد.
پهلوانی در ایران در واقع آمیخته با خداپرستی و وطن دوستی است. پهلوان در فرهنگ ایرانی حافظ دین و وطن است. دنیای پهلوانی عرصه مبارزه برای حفظ این دو است. از همین رو، پهلوانانی که از از دین سر می پیچند به وطن نیز خیانت می‌کنند و در جبهه شر و بدی قرار می گیرند و با پهلوانان وفادار به آیین و وطن، که در جبهه خیر قرار دارند، به نبرد می پردازند. دنیای پهلوانی در ایران دنیای خیر وشر و دنیای ارزش ها و ناهنجاری ها است. پهلوانان آنگاه جاودانه می شوند که به خیر و ارزش ها پای بند بمانند. آنچه در اسطوره ها با عنوان جاودانگی و میرایی برای پهلوانان آمده، می تواند استعاره ای از جاودانگی نام یا بدنامی باشد.
موضوع اخوان الصفا و فتوت و شباهت ها و تفاوت های آنها در بخش بعدی بررسی شده است که در این راستا به مطالبی نظیر، اندیشه های سیاسی و طرح مدینه فاضله، تشکیلات اخوان الصفا و رسائل آنها اشاره شده است.
در مقدمه این قسمت از کتاب می خوانیم، قرن چهارم هجری، به لحاظ سیاسی و اجتماعی، در قلمرو جهان اسلام چندان آرام سپری نشد. فتح بغداد، به دست آل بویه شیعه، در نیمه اول این قرن صورت گرفت و پر و بال خلیفه عباسی را شکست و موجب شدخلیفه تنها به‌عنوان خویش، که جانشین پیامبر خدا بود، قناعت ورزد. این تضعیف جایگاه خلافت در قرون بعد نیز ادامه یافت تا آن جا که سلاطین سلجوقی، که از سند تا مدیترانه را در اختیار داشتند، کلامشان نافذتر از کلام خلیفه بود. در مصر خلفای فاطمی سر بر آوردند و مشروعیت خویش را فراتر از عباسیان دانستند. ناآرامی های سیاسی حتی در بغداد هم دیده می شد. تضارب اندیشه های دینی، گاه به خونریزی ها و کشمکش های سنگین شهری منتهی می گشت و حاکمیت مجبور به مداخله می شد تا آبی روی آتش نشاند و آتشفشان خروشان مردمان را آرام نماید. این تعصبات مذهبی می توانست یک پارچگی قلمرو اسلامی را تهدید نماید. در چنین شرایطی، گروهی با نام اخوان الصفا پا به عرصه ظهور گذاشتند و کوشیدند طرحی نو دراندازند. آنان می خواستند، با مطرح کردن مفاهیم فلسفی و عقلی و یاری طلبیدن از برادرانی که می توانند اندیشه ها را بارور سازند، وحدت و هماهنگی را در جهان اسلام، در میانه حاکمیتی قانونمند و شریعت محور، تحقق بخشند که در این فصل به معرفی جایگاه این گروه و تشکیلات و ساختار و رسالات آنها پرداخته شده است.
شکل گیری انجمن اخوان الصفا، زمینه های مختلفی را در عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و فکری می طلبد. این انجمن برآمده از نیاز های گروهی است که وجود خویش را برای اصلاح جامعه مفید دانسته و در اندیشه نام نبوده اند. آنان گمنام زیسته اند و از آن جهت از عیاران و جوانمردان، که اگر کاری می کرده اند برای نام بوده است، متمایزند. برای پی بردن به اهداف آنها و نیز چگونگی پیدایش این گروه باید جامعه اسلامی قرن چهارم بررسی شود. قرن چهارم عصر ضعف و سستی خلافت عباسی است. دورانی که ناتوانی عباسیان به آنجا رسید که زنان و خادمان، زمام امور را در دست گرفتند و اوضاع در دستگاه خلافت مستکفی چنان شد که زنی ایرانی خلیفه را وادار به اموری کرد که تا آن تاریخ بی سابقه بود و هیبت هیچ خلیفه ای تا این حد زیر سؤال نرفته بود. فساد و رشوه خواری در دربار ریشه می دواند و حاکمیت عباسی نشانه های اضمحلال را در تار و پود خویش حس می کرد. در سال ۳۳۴ ق احمد معزالدوله دیلمی، بغداد را فتح کرد. خلیفه عباسی المستکفی بالله به پیشواز فاتح آمد و دست بیعت به او سپرد. آل بویه چندی بعد خلیفه را از میان برداشتند و المطیع جامه خلافت پوشید. در حالی که، تنها عنوان خلافت را دارا بود. نزاع بر سر قدرت بدان جا کشید که فاطمیان در مهدیه و سپس در قاهره ادعای خلافت کردند و امویان در قرطبه خود را امیرالمؤمنین نامیدند. حکومت معنوی خلیفه فاطمی حتی در مولتان هند نیز پذیرفته شد و در بغداد خلیفه عباسی به نفع آل بویه از حکومت دنیوی محروم گردید. سکه هایی که ضرب می شد در یک رو به زبان عربی نام خلیفه عباسی داشت و در روی دیگر آن نام شاهنشاهان بویه ای دیده می شد، که عظمت روزگار ایرانیان را در اذهان زنده می داشت. فاطمیان هم مقام سلطنت را تصاحب کرده بودند و هم خویش را امامانی می دانستند که ردای پیامبر پوشیده و بر منبر او تکیه زده و مقام خلافت را از او یافته اند. پس از حج سال ۳۷۰ ق در مکه نام خلیفه فاطمی به جای خلیفه عباسی خوانده می‌شود. اوضاع اقتصادی خلافت عباسی نیز رضایت بخش نبود و دستگاه خلافت ناتوان تر از آن بود که بتواند بر بحرانهای مالی غلبه کند. فقر و بیماری و آشوب سایه گستر شده بود. قحطی در برخی از شهرهای اسلامی، چون بغاد که پایتخت خلافت عباسی بود، چنان سایه گستر بود که مردمان گوشت مردار و سگ می خوردند و گروه های بسیاری از شدت ضعف و گرسنگی می مردند. در زمینه اعتقادی، دسته بندی ها و پراکندگی ها و جدال و ستیزهای فکری با عصبیت های گوناگون در هم آمیخته بود و تشتت آرا را سبب شده بود. فرهنگ ملل مختلف قلمرو بزرگ اسلامی در کشو قوس برتری جستن بر یک دیگر خودنمایی می کرد. مذاهب و نحله های مختلف فکری و دینی و فلسفی و عرفانی مانند معتزله، اشاعره، تفکرات شیعی متکلمین اهل عقل و استدلال، اهل ذوق و تصوف، اهل شعر و ادب، فقها، محدثین و مورخین در اندیشه خودنمایی بودند. بازار آرا و عقاید گرم بود. گروهی حکم تکفیر اندیشه مخالف خود را صادر میکردند و برچسب ارتداد و الحاد و خروج از دین بر پیشانی مخالفانشان می زدند و مخالفین نیز آنان را متهم به قشری نگری و کوته نگری می کردند. این اختلاف و تضارب اندیشه ها می توانست به گونه ای مفید نیز باشد. چرا که اندیشه ها را بارور می کرد و انسان ها را مجبورمی ساخت برای پاسخ گویی به نظرات مخالف به فکر فرو روند و مطالعه کنند تا پاسخی در خور حریف بیابند. حیات عقلانی بر پایه های اندیشه دین اسلام در حال شکوفایی بود. خراسان به‌عنوان کانون و مرکز عمده فلسفه اسلامی در نیمه اول قرن چهارم، اینک رقیبی یافته بود که بغداد نام داشت. در نیمه دوم این قرن برجسته ترین فیلسوف بغداد، ابوسلیمان سجستانی معروف به منطقی، که اصل و نسب از سیستان داشت ظهور کرد. او از شاگردان فارابی بود که انجمن سجستانی را با هدف بحث پیرامون مسائل فلسفی شکل داد و کوشید در منطق و معرفت شناسی مسائلی را مطرح نماید. ورود به این انجمن فارغ از هر گونه اندیشه های نژاد پرستانه و قومی بود. مؤلفان رسائل اخوان الصفا در این انجمن آمد و شد داشتند. در این اوضاع و احوال بودکه افرادی در اندیشه آن بودند که یک نهضت علمی، اخلاقی، تربیتی، سیاسی، دینی را تشکیل دهند. اوضاع و مقتضیات جامعه ایجاب می کرد این نهضت و تشکیلاتش مخفی باشد تا بتواند استمرار یابد و اهدافش را تحقق بخشد.
این نظر را اخوان الصفا در رسائل آورده اند، ما را برادران و دوستانی از بزرگ مردان و دانشمندان هست که در شهرها پراکنده اند. پاره ای، از فرزندان ملوک و امرا و وزرا و کارگزاران و کاتبان اند. برخی، از اولاد نجیب زادگان و بازرگانان و مقیمان بلاد. گروهی، از فرزندان علما و ادبا و فقها و حاملین شریعت و بعضی، از فرزندان صنعت کاران و هنرمندان..
در قسمتی از این بخش، به سفارشهایی که اخوان الصفا به برادران خود دارند، اشاره شده است که یکی از این سفارشات این است که، چون به برادری نیکی نماید بر او منت نگذارد، چه اعتقاد دارد که به خود احسان کرده است و اگر برادرش بدو بدی رساند از آن افسرده نشود، زیرا بر آن است که این بدی از او به برادرش رسیده است. پس آن کس را که در باب برادرش چنین اعتقادی است و برادرش نیز در باب او چنین اندیشه می‌کند هیچ گاه در این بیم نباشد که روزی آن دیگری به علتی بر او بشورد. امثال این توصیه ها در جوانمردی نیز به خوبی دیده می‌شود و در این آیین فرد می بایست بدون هیچ چشم داشتی به مردمان نیکی کند و در کارهای خیر پیش قدم باشد.
حلقه این دوستی چنان در نزد اخوان الصفا تنگ می‌گردد که دو دوست یک روح واحد در دو جسم به حساب می آیند و لذا شایسته است چنین کسی بر تمام دوستان و خویشان و خاندان و همسایگان برتری داده شود؛ زیرا چنین دوستی حتی از برادر و فرزند و همسر نیز برتر است که اینان فرد را به جهت فایده ای که به آنان می رساند دوست می دارند و نیز به جهت آن که ضرر را از آنان دور می دارد، پس اگر از تو بی نیاز شوند از تو کناره می گیرند و د رغیر، رغبت و گرایش می یابند و تدر حالی که تو به آنان فوق العاده نیازمندی تو را رها می‌کنند، اما این دوستان تو را به جهت چیزی خارج از ذات تو نمی خواهند بلکه از آن روی خواستار تواند که معتقدند تو اویی و او تو و این یعنی یک روح یگانه در دو جسم.
تصوف و عرفان و فتوت، عنوان بخش بعدی است که فتوت را در عرصه عرفان می جوید و به بررسی آن می پردازد، از این رهگذر عارفانی نظیر ابوعبدالرحمن سلمی، ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری، ابن جوزیه، امام محمد غزالی، ابن عربی و. . معرفی شده اند و خصائص آنان در این زمینه تبیین و مطالعه شده است.
پیوند عمیقی میان تصوف و عرفان و فتوت وجود دارد. از هنگامی که تصوف در فرهنگ اسلامی ظاهر گردید و آثار عرفانی پدید آمدند، فتوت نیز هم دوش آن دو مطرح شد. از این روست که اکثر کتاب های عرفانی بابی مستقل در فتوت دارد یا حداقل در ضمن آثار عرفان و تصوف، به فتوت اشاره ای شده یا تعریف یکی از بزرگان قوم در این خصوص آمده است. علاوه بر این در بسیاری از کتاب های تاریخ، مناقب نامه ها، تفاسیرقرآن، شروح احادیث و تذکره ها به اهل عرفان و تصوف اشاره شده است و به سخن آنها در باب فتوت استناد شده و نظر بزرگان و صنادید قوم در این باب آمده است. در بیشتر این کتاب ها چون نامی از عارفی یا صوفی ای می آید نظر او در باب فتوت نیز مطرح می‌شود.
از جمله اولین عرفایی که کتابی مستقل در باب فتوت نگاشته است محمد الحسین بن محمد بن موسی النیسابوری الصوفی سلمی و مکنی به ابو عبدالرحمن السلمی است. او شیخی عالم و اهل تصوف بود. عبدالرحمن به سال ۳۳۰ ق در نیشابور به دنیا آمد. پدرش و مادرش مالدار ومحتشم بودند و مالی کثیر از پدر و مادر بدو رسید او نیز دستی گشاده در بذل و بخشش داشت. به درس و کتاب مشغول گشت و کتابخانه ای عظیم بنیاد نهاد و از جمله علمای وقت استماع حدیث کرد. بعد از آن به نوشتن روی آورد و آثار بسیاری فراهم کرد که از آن جمله است رساله ای در فتوت. سلمی در سال ۴۱۲ ق درگذشت. بعضی عقیده داشتند احادیثی که او روایت می کرد ضعیف است. ابوعبدالرحمن سلمی یکی از پرکارترین نویسنده های عصر خود بوده است. از او آثار زیادی در موضوعات مختلف باقی مانده است. به جز کتابی که اختصاصا در باب فتوت نگاشته است. در دیگر آثارش نیز به موضوع فتوت اشاره کرده است. در نگارش بعضی کتاب ها او پیشرو بوده است و دیگران اعتراف کرده اند که به او اقتدا کرده اند. از جمله کسانی که به پیشگامی سلمی در این موضوع اعتراف کرده است، هجویری است. مهم ترین کتاب های ابوعبدالرحمن سلمی در این باب طبقات الاولیا و کتاب الفتوت است. به این ترتیب، او از اولین کسانی است که به این موضوع پرداخته و نیز از اولین کسانی است که به پیوند میان تصوف و فتوت اشاره کرده است. سلمی کتاب الفتوت خود را با مقدمه ای آغاز کرده و پنج جزء را در پی آن می آورد. در جزء اول به بعضی انبیای الهی و مقام آنها در فتوت اشاره می‌کند. در ذیل این جزء احادیثی از رسول خدا (ص) می آورد که در آن به مکارم اخلاق توجه شده است. از جمله آنکه پیامبر می فرماید: از مکارم اخلاق ملاقات با خداست و بر ملاقات کننده لازم است که به برادرش کمک کند حتی اگر به اندازه جرعه ای آب باشد. پس از آن کلمات قصاری می آورد و در ضمن آن آنچه از مکارم اخلاق را که به فتوت مربوط است یاد می‌کند و آن کلمات را با سخنان پیامبر اسلام تفسیر و تبیین می نماید که تعدادی از آنها را مرور می‌کنیم، " عمل به مکارم اخلاق از جوانمری است، انس با برادران از فتوت است، سخاوت از فتوت است، از فتوت است که مرد به برادران و همسایه اش اعتماد کند،. ."
محی الدین ابن عربی هم از جمله عرفایی است که آثار او تأثیر چشم گیری در بحث عرفان، تصوف و فتوت داشته است. او در کتاب فتوحات المکیه در چند باب متعرض بحث فتوت شده است. در باب چهل و دوم این کتاب بر این باور است که فتوت، مقام قوت و توان است، او این سخن خود را به آیه ای از قرآن کریم مستند می‌کند، آنجا که می فرماید: خداست که خود روزی بخش نیرومند استوار است. ابن عربی سپس می افزاید که فتوت با ضعف قرین نیست بلکه همانگونه که فتی یا جوان قوه و نیرو دارد، در فتوت نیز قوه و نیرو موجود است. به همین ترتیب اهل فتوت اهل دانش بسیار است و به راهی که می رود وقوف تمام دارد..
در ادامه این فصل، ابن عربی برای فتی ویژگی هایی برمی شمارد از جمله بر این باور است که فتی باید در فرمان سرور و آقای خود باشد. او باید کوچک تر بزرگ تر از خود را مورد احترام قرار دهد، همچنین نباید از او حرکت بیهوده صادر شود.
فتوت و تشیع آخرین بخش از این کتاب است که در این مبحث ریشه های فتوت در تشیع، غدیریه، سقیفه بنی ساعده، خلافت حضرت علی و امام حسن (ع)، حماسه کربلا، سربه داریه و محدثین و متکلمین و مفسرین، بررسی و تبیین شده است: پیامبر اسلام برای مسلمین راهنما و الگو و پیشرو است. او وحی الهی را به‌عنوان برنامه هدایت الهی به مردم رساند. سیره و سنت او به تمام و کمال در کتاب ها مسطور است و پیش روی ماست. علاوه بر قرآن کریم که به‌عنوان وحی الهی در کتابی مسطور است و لاریب فیه، سخنان پیامبر چه کوتاه و چه بلند، جملات قصار و خطبه های او، امروز در دسترس همگان است. این سخنان راهنمای امت اوست. نحله های مختلف مسلمان سعی بر آن دارند با اتکا بر سخن پیامبر اسلام، مشرب خود را رونق دهند. آنها می دانند که در جامعه اسلامی همه چیز باید رنگ اسلامی داشته باشد و باید بپذیرند پیامبر راهنمایشان است و مقتدایشان. در این میان امامان شیعه نزدیک ترین کسان به پیامبر اسلام بوده و بهره های بسیار از سخن پیامبر برده اند و بعد از او منبع الهام بسیاری از نحله های فکری در جهان اسلام هستند. مشاهیر محدثین در محضرشان کسب فیض کرده اند و از آنها حدیث روایت کرده اند. فقها به سخنان آنها استناد جسته و فتاوی داده اند. عرفا و متصوفه سلسله خود را به آنها منتسب کرده و آنان را قدوه و پیشگام خود خوانده اند. به این ترتیب میراثی از آنها باقی مانده و در سرتاسر جهان اسلام پراکنده شده است که هیچ کس اهمیت آن را انکار نمی کند. شیعیان بیشترین بهره را از این بحر عمیق معارف الهی برده اند. آنها در دریای معارف الهی که از سوی معصومین (ع) روایت شده غواصی کرده و به صید در و مروارید مشغول بوده اند. در این میان امام علی بن ابی طالب بیشترین تأثیر را داشته که در جای خود به آن اشاره شده است. اشاعره و معتزله و متصوفه خود را به او منسوب می دارند و اهل فتی او را از خود می دانند..
تشیع یکی از مذاهب پرطرفدار اسلام است که بعد از رحلت پیامبر اسلام پای گرفت و مبنای آن بر پیروی از علی بن ابی طالب و یازده تن از فرزندان گرامی اش قرار دارد. تشیع خود شاخه های متعددی دارد که علما و نویسندگان در خصوص آن کتاب ها تألیف کرده اند. در یکی از قدیمی ترین کتاب ها در باره مذهب شیعه آمده است، آن فرقه علی بن ابی طالب است که خدا از او راضی باد و مشهور به شیعه علی است که در زمان پیامبر و بعد از او قائل به امامت او بودند. از جمله آنها مقداد بن اسود کندی و سلمان فارسی و ابوذر جندب بن جناده غفاری و عمار بن یاسر مذحجی و.. اینها اولین کسانی از این امت بودند که به تشیع نامبردار شده بودند. چرا که نام تشیع نامی قدیمی است شیعه نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام. در همین کتاب شاخه های مختلف مذهب تشیع آمده است و علت تسمیه آن مذاهب هم گفته شده است.
در قسمتی از بحث ریشه های فتوت در تشیع می خوانیم، یکی از مباحثی که در مکتب تشیع رشد کرده و بالیده است باب فتوت است که مورد توجه جدی علمای شیعه بوده است. آنها با نظر به آیات کتاب خدا و سخنان پیامبر اسلام و سخنان ائمه معصوم علیهم السلام باب فتوت را در ضمن بحث های علمی خود گشوده اند و در آن موضوع داد سخن داده اند.
در این قسمت از کتاب سعی شده است برای تبیین رابطه فتوت با معارف شیعه، امهات کتب اهل تشیع مورد بررسی قرار گیرد و دیدگاه نویسندگان شیعه یا منتسب به شیعه در باره فتوت تبیین گردد و به روایت ها و حکایت های شیعیان اهل فتی اشاره شود: در کتب عرفان وتصوف بابی مجزا در موضوع فتوت گشوده شده است یا حداقل در لابه لای آن کتاب ها از موضوع فتوت و فتیان و داستان های اهل فتی سخن به میان آمده است. در این کتابها اشاره شده که عرفا و متصوفه، مشروعیت خود را از پیامبران و امامان معصوم گرفته اند. و موضوعاتی را که در آن بحث کرده اند مستند به کتاب خدا، حدیث پیامبر یا سخنان ائمه اطهار کرده اند و نظر به این که فتوت را از علوم متصوفه شمرده اند و عرفا و متصوفه خود را از پیروان ائمه شیعه علیهم السلام می دانند می توان مکتب تشیع را آبشخور فتوت دانست.
یکی از داستانهایی که منبع الهام فتوت است حماسه کربلاست که بخشی از این نوشتار را به خود اختصاص داده است. در واقعه کربلا تمام کفر و ظلم به ستیز با ایمان برخاسته بود. یزید بر سپاهی دست پرورده فرمان می راند و میراث پدر را تصاحب کرده بود. حسین بن علی با جمعی اندک از خاندان و یارانش با او بیعت نکردند. آنها بر رفتار خود پای فشردند و کشته شدند، اما از اصولی که به آن ایمان داشتند دست برنداشتند. از سال شصت و یک هجری داستان کربلا و شرح جوانمردی های حسین و یارانش منبع الهام شعرا و نویسندگان بوده است. هنوز بعد از ۱۴۰۰ سال، داستان کربلا اشک را بر چشمان خوانندگان تاریخ جاری می سازد و شرح رشادت و جوانمردی یاران حسین مردمان را شگفت زده می‌کند.
در این رهگذر شاید بتوان معنایی که برای فتوت و جوانمردی از نظرگاه قرآنی در نظر گرفت این باشد که جوانمرد خطر را به جان می خرد تا جامعه ای عاری از خطا و سخط داشته باشد. در واقع جوانمرد مصداق این شعر مولانا جلالدین رومی است که می‌گوید:
عیب او مهر و وفا و مردمی
عیب او صدق و ذکا و همدمی
کم ترین عیبش جونمردی و داد
آن جوانمردی که جان را هم بداد
عناوین مجلدات بعدی عبارت است از، عیاری، فتوت در اجتماع و سیاست، جغرافیای فتوت، پهلوانی و لوطیگری، ادبیات فتوت و فتوت در ادبیات و هنر.

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان