منو سایت
تاريخ:اول دی 1387 ساعت 17:22   |   کد : 235
جامعه شناسي خواندن
بهمن فرزانه: ايراني ها رمان را سرسري مي خوانند
 

به نقل از خبرگزاري فارس (۲۴ آذر ۸۷)

خبرگزاري فارس: بهمن فرزانه اعتقاد دارد ايراني ها رمان را سرسري مي خوانند و اگر از آن ها بپرسيد رمان چه طور بود مي گويند خوب بود. بعد اگر از آنها جزييات بيشتري بپرسيد، مي گويند كه يادشان نيست.
بهمن فرزانه مترجم، در گفت وگو با خبرنگار فارس درباره نهادينه نشدن رمان در ايران، گفت: به آن مقداري كه من مي دانم و مي بينم مردم خيلي زياد رمان مي خوانند؛ دوره اي بود كه همه كارهاي سياسي و خاطرات مي خواندند، اما در سال هاي گذشته به خصوص در 10 سال اخير مردم باز هم شروع به خواندن رمان كردند.
وي با اشاره به كتاب هاي خود تصريح كرد كه يكي از كتاب هايش به چاپ دهم و كتاب ديگري با نام «عذاب وجدان» به چاپ هفتم رسيده است و نتيجه گرفت كه مردم حتي در شهرستان ها خيلي كتاب مي خرند و مي خوانند.
فرزانه به تيراژ بالاي كتاب ها در كشورهاي اروپايي اشاره كرد و افزود: كتاب هاي معمولي در اروپا در همان چاپ اول با تيراژ 100 هزار نسخه منتشر مي شود. كتاب هاي نويسندگان مهم مثل ماركز چاپ اولش 150 تا 200 هزار نسخه است.

مترجم كتاب «صد سال تنهايي» اثر «گابريل گارسيا ماركز» به تبليغ خوب كتاب در اروپا اشاره كرد و بيان داشت: در اروپا خيلي خوب براي كتاب تبليغ مي كنند و اين چيزي است كه در ايران وجود ندارد. در ايران يكي كتاب را مي خواند و براي بقيه به به و چه چه مي كند و خيلي طول مي كشد كه يك كتاب خوب به چاپ هاي بعدي برسد؛ درحالي كه در اروپا برخي كتاب ها در عرض يك ماه به چاپ هاي بعدي مي رسد.

وي بار ديگر تبليغ كم كتاب را يكي از دلايل نهادينه نشدن رمان در ايران عنوان و تصريح كرد: در رم وقتي كتابي منتشر مي شود تا مدت ها روزنامه ها و رادويو تلويزيون درباره آن صحبت مي كنند. در ايران اين مسئله نيست. يك كتابي منتشر مي شود و بايد يك نفر آن را بخواند تا تبليغ آن را براي ديگري انجام دهد و تا كسي بفهمد چه كتابي منتشر شده، يك سال طول مي كشد.

فرزانه كه اكنون مقيم رم است، ناشران را از ديگر موارد نهادينه شدن رمان دانست و بيان داشت: ناشران تيراژ كتاب ها را پايين مي گيرند تا زودتر به چاپ هاي بعدي برسد و بتوانند قيمت را بالاتر ببرند. به هرحال آن ها هم به فكر سود خودشان هستند. چون مي توانند از كتابي 5 هزار نسخه منتشر كنند؛ در حالي كه دو هزار نسخه چاپ مي كنند تا زودتر تمام شود.

وي به عنوان مثال گفت: كتاب «عشق سال هاي وبا» كه اكنون به چاپ چهارم رسيده، اولين چاپش 6 هزار و 500 تومان بود كه اكنون با قيمت 9500 تومان به فروش مي رسد.

مترجم آثار «آلبا دسس پدس» اظهار داشت: من در تهران آشناياني دارم كه كتاب فروشي دارند. وقتي به ايران مي آيم گاهي آ ن جا مي روم و مي بينم آن هايي كه اهل كتاب هستند از قيمت روي جلدها وحشتي ندارند و مي خرند. آن ها هم كه اهل كتاب نيستند اگر بگوييم قيمت كتاب 500 تومان است باز هم نمي خرند.
بهمن فرزانه عنوان كرد: اصولا در ايران سواد كم است و منظورم از سواد الفبا نيست؛ بلكه مردم سواد فكري ندارند. رمان را سرسري مي خوانند و بعد كه از آن ها مي پرسيد رمان چه طور بود مي گويند خوب بود. بعد اگر از آنها جزييات بيشتري بپرسيد، مي گويند كه يادشان نيست.

وي تأكيد كرد كه كتاب خواندن، هنر است. چرا كه بايد بنشينيد، تمركز كنيد و بخوانيد و گرنه اينكه 5 صفحه امروز و 5 صفحه هفته ديگر بخوانيد از دستتان مي رود.

مترجم «عشق سال هاي وبا» اثر ماركز تأكيد كرد: آخر چرا وقتي از كسي كه رماني را خوانده است درباره جزييات آن سوال مي كنيد مي گويد يادش نيست؟ وقتي كه عميقا چيزي را بخوانيد و از آن لذت ببريد، تا ابد يادتان نمي رود. ولي در ايران خيلي ها سرسري و سطحي داستان مي خوانند.

فرزانه بار ديگر تأكيد كرد كه در ايران فرهنگ پايين است و تعداد كمي هستند كه كتاب را خوب مي خوانند و خوب مي فهمند؛ با اين حال كتاب را خوب مي خرند.

مترجم «گراتزيا كوزيما دلدا» بيان داشت: وقتي گاه گاهي به نمايشگاه كتاب تهران مي آيم، مي بينم كه تعداد ناشران عجيب زياد است. طبعا اين ناشران به خيلي از مترجمان كه صلاحيت ندارند رجوع مي كنند و كتاب هاي بد را بدتر ترجمه مي كنند. با وجود اين مي بينم كه اين كتاب ها فروش مي رود و ناشران هنوز زنده اند.
بهمن فرزانه بر كم توجهي مراكز آموزش عالي و همچنين استادان دانشكده هاي ادبي نسبت به ادبيات معاصر صحه گذاشت و افزود: ادبيات، ادبيات است. چه مال قرن هجدهم باشد و چه مال قرن بيست و يكم. بايد اين ها را ياد داد و كتاب خواندن را آموزش داد.

وي تأكيد كرد: همين استادان و معلمان هم فرهنگ كتابخواني را ندارند چراكه بايد خودشان يك چيزي بلد باشند تا به ديگران آموزش دهند. وقتي خودشان اين طور نيستند، چطور مي خواهند اين كار را بكنند؟
مترجم آثار «اينياتسيو سيلونه» در پاسخ به اين پرسش كه چه كسي بايد چنين چيزهايي را به مردم، دانشجويان و حتي استادان آموزش دهد، عنوان كرد كه يك چيزهايي يادگرفتني نيست.
وي اذعان كرد كه سال پيش كتاب «محبت» را ترجمه كردم كه كتاب بسيار معروفي در ايتالياست و در آن داستان دانش آموزان دبستاني شرح داده مي شود. من اين كتاب را تقديم به بچه هاي دبستان جم قلهك كردم كه خودم آن جا درس مي خواندم و در مقدمه كتاب نوشتم كه تقديم به دانش آموزان آن جا كه نسل هاي بعد به جاي من روي آن نيمكت ها نشستند.

فرزانه با ابراز ترديد از اين كه حتي يك نفر از دانش آموزان آن دبستان نيز اين كتاب را خوانده باشد، بيان داشت: البته تقصير ناشر هم هست. ناشر مي توانست 100 جلد از اين كتاب را به آن دبستان ببرد و به دانش آموزان بدهد تا آن ها كتاب را بخوانند و به پدر و مادرشان بدهند و همين طور تبليغ و فروش آن بالا بگيرد و اين در حالي است كه اكنون بعد از سه سال تازه كتاب زير چاپ دوم است.

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان